قهرمان ميرزا عين السلطنه
7076
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
سردار رفعت در كمال صحت [ است ] و از اقامت قزوين خسته شده . من به وعظ نرفتم ليكن آدم فرستادهام هنوز نديدهام كه چه وعظ نموده است . امير مؤيد سوادكوهى امير مؤيد اسمعيل خان سوادكوهى پسر عم حضرت اشرف چندين سال بود سركش و ياغى بود كه تفصيل آن بسيار است . يك مرتبه در عهد وثوق الدوله دستگير و تبعيد شد ، بعد آمد و باز مشغول چپاول [ شد ] . سردار سپه اوايل امر اردوئى آنجا فرستاد قبل از همهجا . امير مؤيد فرارا استرآباد و به تركمان پناهنده شد . مدتها آنجا بود تا سردار سپه از تقصيرش گذشت و طهران آمد . دو پسرش را در امنيه صاحب منصب نمودند . اين ايام استعفا داده و از مازندران به استرآباد رفتند . فورا حكم سردار شد دستگير [ شوند ] . گويا در خانهء يكى از محترمين استرآباد بودند « 1 » . آن مأمور دستگيرى كه از مازندران رفته بود اطمينان داده يا به قول دشمنها قسم خورده و آنها بيرون آمدهاند ، حركت به سمت مازندران نمودند . بين راه هردو را حسب الحكم تيرباران مىكنند . به اين واسطه يا جهات ديگر آنجا هم انقلابى روى داده و تركمان خيلى جا را چاپيده و تا ميامى راه مشهد آمدهاند . پدر پير آنها هم فعلا طهران دروازهء قزوين منزل دارد . سعدآباد دختر قمر الدوله - پرى - مالاريا گرفته ، امروز صبح عيادت رفتم . انژكسيون كرده بودند و بهتر بود . مراجعت با ميرزا عبد الوهاب خان آمدم كه بازار كار داشت . در راه صحبت كرد كه باز سردار سپه به خيال وسعت كوچهء سعدآباد جلوى باغش افتاد . يك دفعه پارسال وسعت داد زمين را صاحبان باغها مفت دادند ، ليكن ديوار را خودش كشيد . اين بار بلديه را جلو انداخت . مبلغى باز ما زمين داديم اما ديوار را بلديه كشيد ، جز سر در باغ كه خودمان داديم . اين ديواركشى و همسايگى باعث شده كه سردار با آقا محمد جواد التفاتى پيدا كرده است .
--> ( 1 ) - در خانهء سيد طاهر مجتهد مسلم با نفوذ پيرمرد استرآباد و محل احترام و توجه شهرى و تركمان . ( يادداشت از نويسنده )